اشعار محرم 1401 کلیک کنید

خیلی سخته اسیر بلا بشی * حاج محمود کریمی

خیلی سخته اسیر بلا بشی
اشعار ماندگار
1

خیلی سخته اسیر بلا بشی

خیلی سخته اسیر بلا بشی

زیر بار درد و غصه تا بشی

از کوچه تا خونه راهی نباشه

اما واسه مادرت عصا بشی

وقتی آهت توی سینه سد میشه

برای دل تو خیلی بد میشه

چادر مادرتو لگد کنن

به خدا دلی که نا امید میشه

خوشیاش یه دفعه ناپدید میشه

یکی دست رو مادرت بلند کنه

یه روزه همه موهات سفید میشه

حرفایی هست تو گلو گیر میکنه

آدمو از زندگی سیر میکنه

مادرِ جوون اگه خمیده شه

معلومه که بچشو پیر میکنه

مادرم غماشو با ما نمیگفت

بعضی حرفاشم به بابا نمیگفت

میدونستیم که همش درد میکشه

شب تا صبح بیداره اما نمیگفت

برا رفتنش خدا خدا میکرد

دلامونو به غم آشنا میکرد

با همون دست شکستش تو نماز

شبا همسایه ها رو دعا میکرد

حالا هر اتفاقی که بود گذشت

منم و یک جیگر سوخته و تشت

جیگرم تو کوچه سوخت اون روزی که

مادرم با دست به دنبالم میگشت

میذارم رو دوش گریه سرمو

میزنم ناله های آخرمو

به خدا میمیرم و زنده میشم

میبینم تا قاتل مادرمو

حق بده بشینمو زاری کنم

سیل گریه از چشام جاری کنم

اومد و تو کوچه راهمونو بست

به خدا نشد که من کاری کنم

حق دارم اگه پَرَم درد میکنه

هم دلم هم جیگرم درد میکنه

سرِ مادرم تو کوچه داد کشید

از همون موقع سرم درد میکنه

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج محمود کریمی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …