اشعار محرم 1401 کلیک کنید

درست اومدی تیرت خورد به هدف * کربلایی حسین طاهری

درست اومدی تیرت خورد به هدف
اشعار ماندگار
1

درست اومدی تیرت خورد به هدف

متن مداحی درست اومدی تیرت خورد به هدف

————————————

درست اومدی تیرت خورد به هدف

مسیر مستقیمه بیا از این طرف

معطل نکن پاشو بریم نجف

کاش مثه مجنون بی سر و سامون زیر بارون

تر شه چشمامون با رفیقامون دم ایوون

دل دل نکن این دلتو بده به ایوون طلا

از بین جمعیت رو بال فرشته بیا

حالا مستِ مستِ مست شبیه همه ی زائرا

جانم علی جانم علی جانم علی جان

****

سوال نداره اینکه حق با کیِ

هرجا بجز اینجا باشی تاریکیِ

به پیر به پیغمبر حق با علیِ

ایل و تبارم ابد الدهر زیر دینن

یا حسنی ان یا گرفتار حسینن

دل دل نکن آخه وقتشه بریم پایین پا

الهی روزی باشه با همه پدر مادرا

شب جمعه دسته جمعی بریم همگی کربلا

جانم حسین جانم حسین جانم حسین جان

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای کربلایی حسین طاهری

ولادت حضرت علی 1400 روز پدر

خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید

اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …