اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج محمود کریمی – دل من دوباره باز کرده بهونه حسین

دل من دوباره باز کرده بهونه حسین
اشعار ماندگار
1

دل من دوباره باز کرده بهونه حسین

 دل من دوباره باز کرده بهونه حسین

میخونه شعر و سرود عاشقونه حسین

ای هم نشین دل نامت نگین دل

بِاَبِ العَطشان حَتی مَضی

همه جا در گذرم از غم تو در به درم

مرغ دل پر میکشه پی نشونه حسین

ای کعبه نیاز ای معنی نماز

بِاَبِ العَطشان حَتی مَضی

هر جا بر پا میکنم یه خیمه از ماتم تو

تا که عاشقی کنم باز به بهونه حسین

ای یار بی کفن هستی و عشق من

بِاَبِ العَطشان حَتی مَضی

همیشه اسم قشنگ تو میاد روی لبم

شد مناجات دلم ذکر شبونه حسین

گویم به زمزمه ای جان فاطمه

بِاَبِ العَطشان حَتی مَضی

دل من به عشق یارم شده خونه حسین

سرود و ذکر لبم شده اَنَا مَجنونُ الحُسین

ای عشق عالمین ای هستی ام حسین

بِاَبِ العَطشان حَتی مَضی

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود مداحی جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

 

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …