کربلایی نریمان پناهی – رسیدم برادر تا شام بلا

بازدید: 707 بازدید
رسیدم برادر تا شام بلا

رسیدم برادر تا شام بلا

رسیدم برادر تا شام بلا به همراه سر های از تن جدا

همه اومدن بهر دیدار ما نه با گل حسینم با سنگ جفا

حسین جان اخا

****

میدیدی منو از روی نیزه ها سرم رو شکستن توی کوچه ها

ندیدم از این ها یه ذره حیا به ما میزدن حرفای نا روا

حسین جان اخا

****

آخه ما کجا کوچه بازار کجا آتیشم زده گریه دخترا

خدا میدونه چی کشیدم حسین رقیت رو دیدم زیر دست و پا

حسین جان اخا

****

به ما خندیدن مرد و زن از رو بام نزاشتن به ما ها یه کم احترام

به طعنه میگفتن به ما خارجی امون از شلوغی و از ازدحام

حسین جان اخا

****

منو کشته داغ محله یهود همه صورتا شد به رنگ کبود

چه حرفا که نشنیدم از شامیا یه ذره حیا بینشون هم نبود

حسین جان اخا

****

چقدر بین این شهر کشیدم عذاب توی هر مسیر قلب ما شد کباب

سر تو همه چیزو میدید رو نی بمیرم برا گریه های رباب

حسین جان اخا

****

آوردن سرت رو تو تشت طلا زیر لب زدم مادرم رو صدا

میگفتم ببین این حسین توئه که رأسش بریده شده از قفا

حسین جان اخا

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

 

کربلایی نریمان پناهی / شب اربعین ماه صفر 1397

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net