اشعار محرم 1401 کلیک کنید

سلام ای عزیز جان عالمین * محمدحسین حدادیان

سلام ای عزیز جان عالمین
اشعار ماندگار
1

سلام ای عزیز جان عالمین

سلام ای عزیز جان عالمین

سلام ای امام رضای کاظمین

سلام ای غریب مثه امام حسن

سلام ای غریب تر از امام حسین

یه زن که آب نخورده بعد کربلا

یه زن که آب به همسر خودش نداد

یه زن که گریه میکنه برا حسین

یه زن که خنده میکنه برا جواد

یه زن رباب یه زن همون که نا نجیبه

چقدر بَده تو خونشم آدم غریبه

غریب آقا غریب آقام

****

سلام ای تو میوه ی دل رضا

سلام ای جوون ترین امام ما

فدات شم که تو کریمی و جواد

شبیه عموت امام مجتبی

مثه حسن تو هم نداشتی یاوری

تو هم توی جوونی مو سفید شدی

فدای بی کسی و غربتت بشم

که توی خونه ی خودت شهید شدی

نفس بکش که مادرت زهرا رسیده

خودت ببین رخش کبود و قدش خمیده

غریب آقا غریب آقام

****

تو حجره رو خاکا دست و پا زدی

با گریه یه اسمیُ صدا زدی

لب تو ترک ترک شد از عطش

با روضت گریز کربلا زدی

دوباره باز میاد صدای هلهله

دوباره کف زدن به نیت صله

رو خاک حجره تشنه لب میگه حسین

به یاد قتلگاه و شمر و حرمله

شهید شدی سرت نرفت اما روی نی

شهید شدی سرت نرفت تو مجلس می

غریب آقا غریب آقام

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای محمدحسین حدادیان
شهادت امام جواد 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …