اشعار محرم 1401 کلیک کنید

شب کاظمین مثه مشهده – محمدحسین پویانفر

شب کاظمین مثه مشهده
اشعار ماندگار

شب کاظمین مثه مشهده

شب کاظمین مثه مشهده

دلم واسه ی دیدنش لک زده

شب کاظمین چقدر محشره

یه باب المرادش دلو میبره

کاظمین قبله ی جانها

کاظمین خانه ی دلبر

کاظمین خاک دو مولا

کاظمین شهر دو سَروَر

****

چقدر دوست دارم که با مادرم

به پابوس موسی ابن جعفر برم

بهشته برای من این حرم

نشد دست خالی از اینجا برم

کاظمین قبله ی جانها

کاظمین خانه ی دلبر

کاظمین خاک دو مولا

کاظمین شهر دو سَروَر

****

تو قَعر سُجون یه دل خسته بود

به زنجیر و غل دست و پاش بسته بود

تو قَعر سُجون چه دردی کشید

بمیرم که خیلی اهانت شنید

چشا غرق اشک لبش غرق آه

تنش از شکنجه کبود و سیاه

بغیر از دعا نبود رو لباش

بمیرم شکسته شدش ساق پاش

چقدر غرق خون شدش پیرهنش

چقدر تازیانه زدن رو تنش

به هر ضربه ای که خورد با سنان

میگفتش بمیرم برات عمه جان

بگو از وجود سلام و درود

به اون کشته ای که لبش تشنه بود

بگو از وجود سلام و درود

به اون حنجری که زیر دشنه بود

عزیزم حسین

بسوزه برات دل خواهرت

شده روضه خونه تن بی سرت

بسوزه برات دل مادرت

که اینجوری بی سر شده پیکرت

عزیزم حسین

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.
شهادت امام کاظم سال 1400
کربلایی محمدحسین پویانفر

آرشیو اشعار شهادت 1400 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …