اشعار محرم 1401 کلیک کنید

غبارشم مقدسه نفس کشیدنم بسه * محمدحسین حدادیان

غبارشم مقدسه نفس کشیدنم بسه
اشعار ماندگار
1

غبارشم مقدسه نفس کشیدنم بسه

متن مداحی غبارشم مقدسه نفس کشیدنم بسه

————————————

غبارشم مقدسه نفس کشیدنم بسه

پناه هرچی بی کسه حرم

تهِ هر معرفت و مرام حسین

ای رفیق باوفا امام حسین

بذار اربعینِ امسال برسه

روبرو حرم میدم سلام حسین

قسم به رخ ملیح حسین

نیومده دنیا شبیه حسین

بهشته خداست که پُر میکنه

مشاممو بوی ضریح حسین

****

ای انتهای خاطرات بمونی واسه نوکرات

مدد سفینه النجات حسین

به خدا که از الآن مطمئنم

طلبیدی منو اربعین حرم

یه جوری نگاه تو خرید منو

که محاله دیگه از اینجا برم

رهام نکنی به حال خودم

یه عمریِ که به خیال خودم

تو لحظه ی مرگ میبینه چشام

وصال تو رو با وصال خودم

قسم به رخ ملیح حسین

نیومده دنیا شبیه حسین

بهشته خداست که پُر میکنه

مشاممو بوی ضریح حسین

حسین حسین

 

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای کربلایی محمدحسین حدادیان

سالروز تخریب قبور بقیع 1401

خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …