مشک خالی به دوش سقا رفت * حاج محمود کریمی

بازدید: 804 بازدید

مشک خالی به دوش سقا رفت

با امیدی به خاطر ما رفت

موج میزد عطش به لب هایش

از همه تشنه تر به دریا رفت

پدرم دست هاش میلرزید

قوت لشکرش از این جا رفت

چقدر شور زد دل عمه

از میان حرم عمو تا رفت

او برای نجات طفل رباب

در دل یک سپاه تنها رفت

بعد از این که فرات را حس کرد

مشک تا قلب اب حتی رفت

وقت برگشت او ورق برگشت

چقدر تیر سمت سقا رفت

دستش افتاد و مشک خالی شد

ابروی امید بابا رفت

بی هوا تیر چشم او بوسید

سمت چشمش چه بی محابا رفت

او زمین خورد و یک نفر امد

دست هایش همین که بالا رفت

با عمودی به جان او افتاد

ناله ای تا ورای دنیا رفت

همه جا بوی یاس پیچیده

پیش سقای تشنه زهرا رفت

بعد از ان بود لشکری بی شرم

طرف خیمه های زن ها رفت

رحم الله عمی العباس

چون فقط او به خاطر ما رفت

 

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

مطالعه بیشتر