اشعار محرم 1401 کلیک کنید

من آفتابمو تو برای من قمری * حاج محمود کریمی

من آفتابمو تو برای من قمری
اشعار ماندگار
6

من آفتابمو تو برای من قمری

من آفتابمو تو برای من قمری

نبود شرط وفا بری منو نبری

ای یارم مرو تنها دلدارم مرو تنها

سردارم مرو تنها علمدارم

حالا که مشکت شده پاره دیگه ابری نمیباره

دل زینب بی قراره

****

غم نفسهات تو گلومه دیگه آفتاب لب بومه

کار ما بی تو تمومه

نمیدونه کسی فرشته یا بشری

تو اوج غربت من تو عازم سفری

نبود شرط وفا بری منو نبری

خورشیدم مرو تنها امیدم مرو تنها

تا دریا مرو تنها که خشکیدم

****

از همه دنیا دیگه سیری داری جونم رو میگیری

از دستم داری میری

همه تشنه لبن ولی تو تشنه تری

رباب منتظره که آبرو بخری

نبود شرط وفا بری منو نبری

ای میرم مرو تنها ای شیرم مرو تنها

میمیرم مرو تنها زمین گیرم

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

دانلود نوحه جدید / جدید ترین متن نوحه و متن مداحی تمام مداحان از سایت مهجه

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

وبلاگ مهجه: www.mohjat.blogfa.com

سایت مهجه |  www.Mohjat.net

@Mohjat_net
#Mohjat

6 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …