اشعار محرم 1401 کلیک کنید

حاج محمود کریمی – من باقر ابن زین العبادم

من باقر ابن زین العبادم دست خدایم کز پا فتادم
اشعار ماندگار

من باقر ابن زین العبادم دست خدایم کز پا فتادم

من باقر ابن زین العبادم دست خدایم کز پا فتادم

یادم نرفته، لبهای عطشان بر خاک صحرا، سلطان خوبان

یادم نرفته، دستهای بسته تنها و بی سر، جدم حسین جان

از گوشه مقتل زنی میگفت حسین جان

واویلا حسین یا جدا  واویلا حسین یا جدا

****

من باقر ابن زین العبادم دست خدایم کز پا فتادم

دیدم که خورشید خدا شد پر ستاره دیدم لب خشک و گلوی پاره پاره

از گوشه مقتل زنی میگفت حسین جان

واویلا حسین یا جدا واویلا حسین یا جدا

****

در خاطراتم پر از غریبی است ارثیه ما غربت نصیبی است

آتش گرفته قلبم ز کینه می سوزد آهم در کنج سینه

پر میکشم دل خسته ام قلبم شکسته

من میروم از شهر غربت از مدینه

****

هر روز و شب با این دل سرشاره دردم بر روضه های عمه خود گریه کردم

الهی بشکنه دست مغیره میون کوچه ها بی مادرم کرد

واویلا حسین یا جدا واویلا حسین یا جدا

دانلود صوت مداحی / مستقیم

.
شهادت امام باقر 1388 حاج محمود کریمی
.
جدیدترین دفترچه کتاب مداحی  » کلیک کنید
لطفا اشتباهات تایپی متن شعر را اطلاع دهید
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است
سایت مهجه به روزترین مرجع انتشار متن مداحی
.
Mohjat.net
.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …