میرسد قصه به آن جا که علی دلتنگ است – سید مهدی میرداماد

بازدید: 220 بازدید
میرسد قصه به آن جا که علی دلتنگ است

میرسد قصه به آن جا که علی دلتنگ است

میرسد قصه به آن جا که علی دلتنگ است

میفروشد زرهی را که رفیق جنگ است

چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد

ان یکاد از نفس فاطمه بر تن دارد

خبر از شوق به افلاک سراسیمه رسید

تا که این نیمه توحید به آن نیمه رسید

علی و فاطمه در سایه هم فکر کنید

شانه در شانه دو تا کعبه یک دست سفید

عشق تا قبل همین واقعه مصداق نداشت

ساز و آواز خدا گوشه عشاق نداشت

کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام

تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام

فاطمه فاطمه با رایحه گل آمد

ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد

آسمان با نفسش رنگ دگر پیدا کرد

دست او پیرهن نو به تن دنیا کرد

ابر مهریه او بود که باران آمد

نفس فاطمه فرمود که باران آمد

ناگهان پنجره‌ای رو به تماشا وا شد

هر کجا قافیه یا فاطمه الزهرا شد

مثنوی نام تو را برده‌ تلاطم دارد

چادرت را بتکان، قصد تیمم دارد

میرود قصه ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق میخورد آرام آرام

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

****

از این وصال مبارک خدا هدف دارد

چقدر حضرت خاتم به دل شعف دارد

دلم هوای ضریح شه نجف دارد

عروسی علی و فاطمه است، کف دارد

به بزم عشق همه عاشقانه دف بزنید

برای خاطر داماد باز کف بزنید

 

 

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی برداری از اشعار تنها با ذکر منبع و لینک سایت مهجه مجاز است

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net