اشعار محرم 1401 کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی – میریزه رو خاک صحرا خون تو

میریزه رو خاک صحرا خون تو
اشعار ماندگار
1

میریزه رو خاک صحرا خون تو

میریزه رو خاک صحرا خون تو

میکشی دور لبت زبونتو

افتادن جلو چشای خیسم

پیر مردا با عصا به جون تو

از چه رو میزدنت حسین

مو به مو میزدنت حسین

از خدا بی خبرا چرا با وضو میزدنت حسین

وای من وای من ای حسین

****

رو خاکا پرتو هی میکشیدی

نفس آخرتو میکشیدی

وقت دست و پا زدن تو گودال

چادر مادرتو میکشیدی

تو ببین این تن خسته رو

این دل به خون نشسته رو

تو بگو چجوری جمع کنم این همه نیزه شکسته رو

وای من وای من ای حسین

****

میبینی بند دلم پاره شده

دخترت تو صحرا آواره شده

پاشو که میون این حرومیا

صحبت غارت گهواره شده

دور تو یه عده کردن شادی

با لب تشنه دیدم جون دادی

نیزه رو وقتی به پهلوت میزد یاد درد مادرم افتادی

وای من وای من ای حسین

****

رو خاک صحرا چرا میزدنت

بمیرم که بی هوا میزدنت

جون من به لب رسید تا دیدم

پیر مردا با عصا میزدنت

زیرو رو شد بدنت واویلا

خاک و خون شد کفنت واویلا

جوری گیر افتادی تو اون گودال پاره شد پیروهنت واویلا

وای من وای من ای حسین

 

دانلود فایل صوتی از اینجا

 

کربلایی نریمان پناهی / شب اربعین ماه صفر 1397

لطفا اشتباهات تایپی در بین متن اشعار را اطلاع دهید

کپی کردن اشعار در سایت کتاب وبلاگ و نرم افزار به هیچ وجه مجاز نیست

www.mohjat.blogfa.com

www.Mohjat.net

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …