میون دشت و صحرا قافله ای » حسین سیب سرخی ۱۳۸۹ + متن شعر

بازدید: 293 بازدید

میون دشت و صحرا قافله ای رسیده

صدای ماتم و غم روی زمین پیچیده

یک کاروان پر از محن پر از غریبی و درد

رسیده تا به کربلا خون به دل خدا کرد

عالم بمیره زین غم مابین قوم اعدا

عقیله پا گذاشته به روی خاک غم ها

واویلتا واویلا واویلا حسین رسیده کربلا

****

از اشک چشم زارم حال همه غمینه

کابوس هر شب من حسین همین زمینه

برادرم کرب و بلا نیست به خدا جای تو

کشته منو حسین من فکر جدایی تو

انت الغریبِ برادر قلبمو از جا کنده

به گریه ی من و تو چرا عدو میخنده

واویلتا واویلا واویلا وای از زمین کربلا

باور نمیکنم من قلبمو میسوزونی

نگو تو از جدایی بگو پیشم میمونی

واویلتا واویلا واویلا وای از زمین کربلا

****

نگاه ساربان بر انگشترت نشسته

این کوفیِ حرامی حُرمَتِتو شکسته

روزا گذشت آخر رسید روز فراق برادر

دیدم خودم که ساربان اومده بود با خنجر

خودم دیدم با چشمم چشمای شوم و مستش

انگشترو با انگشت گرفته بود تو دستش

واویلتا واویلا واویلا وای از زمین کربلا

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج حسین سیب سرخی
ماه محرم سال ۱۳۸۹
کـتاب مـداحی تخفیف ویژه » مـشاهده
دانـلود کتاب مداحی رایـگان » مـشاهده
گـلچین شـعر و صـوت هـا » مـشاهده
ایراد تایپی متن شعر رو اطلاع بدید
Mohjat.Net
.

مطالعه بیشتر