هرآنکه از سوی تو انتخاب خواهد شد * شهادت امام صادق

بازدید: 507 بازدید
سایت مهجه [Mohjat.Net]

هرآنکه از سوی تو انتخاب خواهد شد

به ذره بودن خود آفتاب خواهد شد

میان طایفه مرجع حساب خواهد شد

فقیر لطف تو عالی جناب خواهد شد

گدا کجا و تو با این مقام آقا جان

به منبری که نشستی سلام آقا جان

مقام علم، مقام تورا نشان داده

کلام نور تو بر حوزه ها توان داده

کنیز خانه ات آقا به مرده جان داده

حسین گفتن تو عرش را تکان داده

بساط روضه و گریه بپاست هرهفته

و صحن خانه ی تو کربلاست هرهفته

تو بین سجده ای و شعله ها بلند شده

چه دودی از در بیت الولا بلند شده

صدای نعره ی یک بی حیا بلند شده

کسی برای جسارت ز جا بلند شده

طناب دست علی بسته شد به دستانت

نگاه تو به زن و بچه ی هراسانت

غریب در وسط شهر آشنا شده ای

عمامه از سرت افتاد و بی عبا شده ای

میان عربده ها بی سرو صدا شده ای

شبیه عمه گرفتار نیزه ها شده ای

نفس بگیر ندو بین کوچه ها اینقدر

که اذیتت نکند باز درد پا اینقدر

اگرچه زندگی ات آه و سربه سر درد است

اگرچه رد شدنت از سر گذر درد است

اگرچه بغض تو مابین صدنفر درد است

بگو که سهم تو هم از لگد کمردرد است؟

بگو که بر کف پای تو خار افتاده؟

گذار تو طرف نیزه دار افتاده؟

به هرطرف بدنت را که لشگری نکشید

کسی لباس تورا پیش مادری نکشید

کسی ز اهل و عیال تو روسری نکشید

ز گوش و گردن اطفال زیوری نکشید

به جسم بی رمق تو عصا زدند اصلا

سر تو را بروی نیزه ها زدند ابدا

ما بدین در نه پیِ حشمت و جاه آمده ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

گفتم خلیل زاده ام اتش عقب کشید

دستى به روى شانه من با ادب کشید

لعنت بر انکه اتش از او با حیاتر است

از پشت سر لباس مرا با غضب کشید

با انکه در مقابل خانه مرا زدند

همسایه اى ندید و کتک ها به شب کشید

اینجا میان روز زمین خورد مادرم

رویش عباى خویش امیر عرب کشید

شهر مدینه شهر زمین خوردها شده

سجاده را ز پاى من ان بى نسب کشید

در کربلا زمانه ی غارت ، غلام شمر

در خیمه ها رداى تنى  ، غرق تب کشید

شبهاى جمعه مادر ما داد میزند

گیسو گرفت قاتل و سر را عقب کشید

بازار کوفه گریه کنان عمه جان ما

از دست بچه ها همه نان و رطب کشید

صحبت ز شام و هلهله ها مى کشد مرا

ان لحظه اى که کار به بزم طرب کشید

میخواست داد عمه ما را در اورد

اتش به قلب سوخته ان بى ادب کشید

اول شراب خورد و به سر یک نگاه کرد

با خنده چوب دستى خود را به لب کشید

یک سرخ مو بلند شد از ما کنیز خواست

ترسید دخترى و خودش را عقب کشید

متن شعر جدید روضه شهادت امام جعفر صادق

 

www.mohjat.net