محرم 99 کلیک کنید

حاج محمود کریمی – پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست

پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست

پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست

این سرزمین غمزده در چشمم آشناست

این خاک بوی تشنگی و گریه می ‌دهد

گفتند غاضریه و گفتند نینواست

دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح

آهسته زیر لب به خودش گفت کربلاست

توفان وزید از وسط دشت ناگهان

افتاد پرده دید سرش روی نیزه‌ هاست

یحیای اهل بیت در آن روشنای خون

بر روی نیزه دید سر از پیکرش جداست

***

عشقت حسین تا به خدا می برد مرا

با یک سلام کرب و بلا می برد مرا

دودمه

حرم عرش خدا شد دو عالم یکصدا شد

ابالفضل آمد و محشر به پا شد

به چشمان شرر بار درآغوش علمدار

رقیه وارد کرب و بلا شد

 

.
.

لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net

.

 

 غلط املایی
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.
0