چه سکوت تلخی چه شب غمباری * حاج محمدرضا بذری

چه سکوت تلخی چه شب غمباری

چه سکوت تلخی چه شب غمباری

موقع غسلت شد چه کار دشواری

خدانگهدار عزیز جونم

بی تو دیگه برای من زندون خونم

بگو چجوری زنده بمونم

زندگی بی تو سخته اصلا نمیتونم

من دلم میخواد داد بزنم

کاش میشد که فریاد بزنم

بگم غرورمو لگدمال کردن

خونِ عزیزِ منو حلال کردن

بگم چهل نفر زدن زهرامو

با یه زنِ پا به ماه جدال کردن

گلم رو گرفتن با ضربه ی سیلی

دلم خونِ خونِ دلم خونِ خیلی

خدانگهدار ای حبیبه ی حیدر

****

سخته چقدر زهرا گریه های بی صدا

موقع غسلش شد تو آب بریز اسما

رو زخم پهلوش رو زخم سینه

جوونمو ازم گرفتن تو مدینه

خدا میدونه که چی کشیدم

تا ورم بازوی فاطمم رو دیدم

من دلم میخواد داد بزنم

کاش میشد که فریاد بزنم

بگم غلافشون به بازوش خورد

بگم که اون لگد به پهلوش خورد

بگم خودم دیدم با این چشام

که تازیونه به سر رو روش خورد

گلم رو گرفتن با ضربه ی سیلی

دلم خونِ خونِ دلم خونِ خیلی

خدانگهدار ای حبیبه ی حیدر

دانلود فایل صوتی از اینجا

.
متن مداحی
های 1400 از سایت مهجه
شب 2 فاطمیه اول 1400 حاج محمدرضا بذری
آرشیو متن اشعار فاطمیه »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net