اشعار محرم 1401 کلیک کنید

یه روزی آخرش تو روضه نفسم میگیره * سید مهدی حسینی

یه روزی آخرش تو روضه نفسم میگیره
اشعار ماندگار
1

یه روزی آخرش تو روضه نفسم میگیره

یه روزی آخرش تو روضه نفسم میگیره

بدونِ روضه واسه ی من زندگی دلگیره

بی تو از گلوی نوکر آب خوش پایین نمیره

بِاَبی اَنتَ و اُمی نوکرت برات بمیره

بی تو از گلوی خواهر آب خوش پایین نمیره

بِاَبی اَنتَ و اُمی خواهرت برات بمیره

****

سرِ لباس کهنه ی تو داد من در اومد

جلو چشای من تو گودال خوده مادر اومد

نیزه هایی که شکسته از تنت جدا نمیشه

عالم از غمت بمیره حق تو ادا نمیشه

****

خدا برا کسی نیاره مثل من تنها شه

بگو چیکار کنم که این شمر از رو سینت پاشه

یه غروب جمعه ای که بینمون فاصله افتاد

بعد تو قافله دست خولی و حرمله افتاد

****

واسه لبای تشنه ی تو دل سنگ آب میشه

دل من از غم جدایی داره بی تاب میشه

نیزه بارونه تو گودال سنگ بارونه تو خیمه

دختر سه ساله ی تو مو پریشونه تو خیمه

****

ای کشته ی گرسنه و تشنه ابی عبدالله

حلقومتو سپردی به دشنه ابی عبدالله

هر دفعه که صدا زدی مادر ابی عبدالله

خنده زدن سیاهیِ لشکر ابی عبدالله

سیدِ مظلوم حسین جانم

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای حاج سید مهدی حسینی
ایام ماه مبارک رمضان 1401
خرید آنلاین کتاب مداحی 1401 »» کلیک کنید
اشتباهات تایپی متن مداحی را اطلاع بدید
.

www.instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
www.aparat.com/mohjat
www.Mohjat.net
.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده
اشعار ماندگار
خدا چرا مرگ دیر کرده * حاج محمود کریمی

خدا چرا مرگ دیر کرده منو مصیبت پیر کرده تنم پر از جای نیزه دلم تو گودال گیر کرده مثه عمه بستن دستمو فقط عمه میدید اشکمو اونا که مارو بردن به شام غریب گیر آوردن جدمو من گریه میکردم بابا گریه میکرد سر عمو اصغرم رو نیزه ها گریه …

سلام کشته زهر کینه
اشعار ماندگار
1
سلام کشته زهر کینه * حاج محمود کریمی

سلام کشته زهر کینه روشنی مدینه یه عمر گریه کردی برا شکسته سینه سلام ای ناله ی شرر بار شهید کوچه بازار اسیر داغ زینب گریه کنه علمدار دلم برات آتیشه و چشام برات بهاریه فدای دلبرا شدن دوای بی قراریه سلام دلبر دلشکسته با تشنه های خسته تو رو …

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه
اشعار ماندگار
روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه * حاج محمود کریمی

روی سینت که میشینه سرت رو میبره از کینه توی گودال نمیبینه که داره مادرت میبینه وقتی که داره سرت رو میبُره میبینه خواهر از توی گودال صدا میاد حسین غریب مادر میپیچه تو عرش ناله ی مادرت تا روز محشر در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کآنجا سرها …