تاریخ انتشار:
بازدید: 1081 بازدید


از داغ زهر پیکرم آتش گرفته است متن شعر مداحی
از داغ زهر پیکرم آتش گرفته است
گویی تمام بسترم آتش گرفته است
تر می کند لبان مرا کودکم ولی
از تشنگی لب ترم آتش گرفته است
پا میکشم به خاک و نفس می زنم که شهر
از آه آه آخرم آتش گرفته است
حالا کبوتران به غمم گریه میکنند
از بال و پر زدن پرم آتش گرفته است
امشب تمام حجره من کربلا شده
یک جرعه آب حنجرم آتش گرفته است
امشب دوباره خیمه آتش گرفته را
میبینم و سراسرم آتش گرفته است
سر ها به روی نیزه و سرنیزه ها به تن
یک دشت در برابرم آتش گرفته است
فریاد دختری ز دل خیمه میرسد
عمه کمک که معجرم آتش گرفته است
شعر: حسن لطفی
حاج محمود کریمی
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net