او آمد و ختم کرد صحبت ها را حاج محمدرضا طاهری + متن شعر

بازدید: 32 بازدید
حاج محمدرضا طاهری
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

او آمد و ختم کرد صحبت ها را

معطوف به خود نمود نیت ها را

یک جذبه نمود عشق و از جذبه ی خویش

یک مرتبه پاک کرد فطرت ها را

خندید ولی به شرط گریه ز غمش

دادند به انبیا نبوت ها را

او کیست که در طلیعه ی میلادش

بردند به سمت غصه بهجت ها را

جبریل به جای وحی از جانب حق

آورد سلام ها تحیت ها را

او آمد و جلوه کرد و محکم بستند

بر گیسوی او رشته ی الفت ها را

تا لذت عشق را چشانید به ما

کردیم رها تمام لذت ها را

فریاد انا الفقیر سر دادیم و

دادند به ما جمیع ثروت ها را

او آمد و در مورخ میلادش

تأسیس نمود کل هیئت ها را

یک ذره محبتش به ما قیمت داد

با آمدنش شکست قیمت ها را

آقای شهید ها تجلی کرد و

در بهت کشاند جمیع حیرت ها را

هنگام نماز شکر از هیبت او

خواندیم به حال سجده رکعت ها را

پس مژده رسید گوهر ناب آمد

در سجده بیفتید که ارباب آمد

امروز خدا به دست ما ساغر داد

بر می زدگان میِ جنون آور داد

میخانه به وجد آمد و با مستی

پیمانه به دست ساقی کوثر داد

پیچید شمیم سیب در مُلک وجود

تا سیب بهشت را خدا نوبر داد

دو بحر خروشان که بهم پیوستند

از دامن سروران به ما سرور داد

آسیه رسید مریم آمد ز بهشت

پیغام سرور ساره بر هاجر داد

صدیقه گل از گلش شکوفا گشت و

قنداقه ی نور را به پیغمبر داد

هرچند ابالحسن حسن داشت ولی

امروز خدا حسین بر حیدر داد

اسباب شفاعت همه عالم را

یک جا به جناب شافع محشر داد

گهواره به یُمن صاحب گهواره

اعجاز نمود و فطرسش را پر داد

او آمد و رو نمای او حی جلی

بر فاطمه گوشواره ای دیگر داد

یک عمر رهین منت زهراییم

دلداده شدیم و او به ما دلبر داد

شاهانه قدم گذاشت در عرصه ی عشق

از لطف مقام شاه بر نوکر داد

از جانب کردگار با خیل ملک

جبریل رسید و بانگ شادی سرداد

تعظیم کنید روح ایمان آمد

سلطان کرم قدیم الاحسان آمد

حاجات نگفته را روا کرد حسین

ما را که تمام با خدا کرد حسین

درهای بهشت رو به مردم وا شد

آن لحظه که چشم خویش واکرد حسین

خنجر نکشیده عاشقانش را کشت

بی سر شد و قصد جان ما کرد حسین

اول ز خدای خویش دل برد و سپس

در عرش حسینیه بنا کرد حسین

با حنجر خشک زیر خنجر رفت و

در حق تمام ما دعا کرد حسین

فرزند ابوتراب با تربت خویش

هر درد که بود را دوا کرد حسین

بر قله ی عشق پرچمش را کوبید

بر نیزه چو زلف را رها کرد حسین

ناگاه هوای دیده بارانی شد

آنجا که نبی تو را صدا کرد حسین

از گریه ی فاطمه همه نالیدند

زهرا چه قیامتی به پا کرد حسین

شمشیر و سنان نکرد کاری را که

با جان تو نعل اسب ها کرد حسین

بر جسم تو تاخت زیر و رو ساخت تو را

طوری که عقیله نیز نشناخت حسین

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمدرضا طاهری
ولادت امام حسین 1400
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل