ای که به خشکی لبات دریا توسل میکنه
موندم چجوری داغتو دنیا تحمل میکنه
سروی که تنها شاهده این برگ ریزونه منم
کوهی که میخواد پاشه و اما نمیتونه منم
گرم طوافند تا غروب سر نیزه ها دور سرت
وقت نماز تیرها سجاده میشه پیکرت
این موج که روی تنت با گریه میریزه منم
زخمات لب وا میکنه هربار بوسه میزنم
تو کشته ی اشکی و من یک چشمه بارونم برات
دیدم که گریه میکنه گرگ بیابونم برات
دیده میون موج خون دریای احساسم تو رو
ای آشنا تر از همه حق بده نشناسم تو رو
زخمات بهم میگه بمون چشمات بهم میگه برو
سنگم بیاد از آسمون تنها نمیذارم تو رو
با آه شونه میکنم زلف پریشون تو رو
با اشک روشن میکنم شام غریبون تو رو
.
با نوای کربلایی محمدحسین حدادیان
شب عاشورا ماه محرم ۱۴۰۱
اشتباهات تایپی رو اطلاع بدید
.
instagram.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
aparat.com/mohjat
Mohjat.net
.