بارون ببار امشب که محشره کربلایی حسین ستوده + متن شعر

بازدید: 34 بازدید
حسین ستوده

بارون ببار امشب که محشره متن شعر مداحی

بارون ببار امشب که محشره

بابای زینب توی بستره

هی التماسش میکنن بمون

اما علی دلتنگ کوثره

هی زیر لب میخونه

سی ساله گریه کردم

زهرای من زمین خورد

کاری براش نکردم

قــنفـذ نــامــردونــه

منو جلو چشم همه با طناب برد از خونه

یادمه خودم میدیدم همه جا غرق خونه

مظلوم بابا علی

****

این لحظه های آخری هنوز

زهرای من شرمنده ی تو ام

از رو گرفتن توی خونه و

شرمنده ی روبند تو ام

پیش چشام در افتاد

آتیش رو معجر افتاد

تو کوچه ها خانومم

حامله با سر افتاد

ای وای حالش بد شد

جلو چش من یه نفر اومد و از روش رد شد

توی در و همسایه ها واسه من خیلی بد شد

مظلوم بابا علی

****

امشب که وقت دل بریدنو

وقت وصیت کردنِ منه

اینقدر بهم نگید بابا بمون

زهرا داره صدام میزنه

دارم میرم از اینجا

اما دلم میگیره

روزی میاد تو این شهر

زینبِ من اسیره

ای وای آه از بازار

تو رو میبرن تو محل یهودی به اجبار

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی حسین ستوده
شب ۲۱ ماه رمضان ۱۴۰۴
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net

متن کامل