تاریخ انتشار:
بازدید: 196 بازدید


با هر غم بغض گلومو خوردم
چه غمایی که پیدا
میشد از آه سردم
چه شبایی که تنها
تو دلم گریه کردم
با یه لشکر دست بسته
شامو گرفتم مثه خیبر
با یتیمای دلشکسته
ظلمو شکستم مثه حیدر
****
به شونه بار غمت رو بردم
با مرگ رقیه من هم مُردم
بدنم مثل مادر کبود از تازیونه
قاتلم ای برادر صدای خیزرونه
سر تو روی نیزه بود و
مثل سر تو سر خواهر
چش سقا بسته بود و
خون میومد از پر معجر
****
یه شب تو خرابه اوج غمهام
رقیه روضه میخوند ای بابام
زمون جون سپردن نفسش بی صدا شد
سرتو تا آوردن خرابه کربلا شد
با یه قد هلال و
دست شکسته مثه مادر
دیدم از ضرب سیلی
چشماشو بسته مثه مادر
▪️جدیـدتـرین اشعار در ایـتا » عضویت
▪️جدیدترین اشعار در تلگرام » عضویت
حاج محمود کریمی
تکمیل آرشیو / اربعین حسینی
شب بیستم ماه صفر ۱۳۸۸
مهجه؛ انتشار جدیدترین متن مداحی
ایـراد تـایپی متن شعر رو اطـلاع بدید
صفحات مهجه در شبکههای اجتماعی