تاریخ انتشار:
بازدید: 1207 بازدید


بر لب آبمو از داغ لبت میمیرم متن شعر مداحی
بر لب آبمو از داغ لبت میمیرم
هر دم از غصه جانسوز تو آتش گیرم
از داغ لبت میمیرم
مادرم داده به من درس وفاداری را
عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم
تا که مأمور شدم علقمه را فتح کنم
آیَت بحر بیان شد ز لب شمشیرم
کربلا کعبه عشق است و منم در احرام
شد در این قبله عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا که تکمیل شود حج من و تقدیرم
بدنم را به سوی خیمه اصغر مَبَرید
که خجالت زده ز آن تشنه لب بی شیرم
حاج محمود کریمی
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net