تاریخ انتشار:
بازدید: 180 بازدید


دردای من بی درمونه
حیدر امشب سر گردونه
چرا به من نگفته بودی
که پیکرت مثه خزونه
رو این کفن گلای زخمت زده جوونه
باز دوباره چشاتو وا کن عزیزم
منو نگاه کن که دارم
رو لحدت خاک میریزم
جانم زهرا جانم زهرا
****
چشما سرخه دلها مضطر
با نجوای مادر مادر
ببین دارم آتیش میگیرم
ببین گلات دارن میمیرن
تو این سکوت حتی نمیشه زبون بگیرن
کاشکی میشد پیش مزارت بمونم
علی رو هم خاک بکنن
تا که کنارت بمونم
جانم زهرا جانم زهرا
****
دنیا پر شد از بوی یاس
تا از مرکب افتاد عباس
یه تشنه لب کنار دریا
رو دامن یه قد خمیده
رها شده رو خاک صحرا دست بریده
فاطمه شد مادر سردار حسین
مادر سقای حرم
عباس علمدار حسین
دردای من بی درمونه
سید مجید بنی فاطمه
شب ۵ فاطمیه دوم ۱۴۰۳