تاریخ انتشار:
بازدید: 392 بازدید


روزای روشنمون سیاه میشد
روی چادرش برو بیا میشد
میدیدم قنفذ تا کم میاورد
سریع با مغیره جا به جا میشد
مغیره ی نامرد به قصد کشتن اومد
شکست که دست غلافو دیدم تو صورتت زد
اشاره کرد قنفذ مغیره محکم تر
کشتن فاطمم رو مسلمونای این شهر
در وسط کوچه تو را میزدند
کاش به جای تو مرا میزدند
ای روح هستی و روح نیایش
بشنو بابا از زینبت این خواهش
خاطرات مادر آماده یادم
مادری با چهل تن در کشاکش
میخ در و سینه ی مجروح واویلا
عدو میزد لگد به مادر واویلا
کربلایی پیام کیانی
گلچین فاطمیه اول ۱۴۰۳
جدیدترین اشعار ” مشاهده “