

شب پدرای غمگینه
اگه حال ما پریشونه
روضه خونه امشب ارباب
توی عبا میپیچمت
تا دم خیمه میبرم
زخماتو دم آخری
میبوسم علی اکبر
علیِ اکبرم با سرِ زانو آمدم بالای سرت
خیلی بهم ریخته تموم بال و پرت
دق میکنه ببینتت یه وقت مادرت
جوون منی عصای پیری منو شکستن چرا
تنها نذار منو میون این دشمنا
برای بار آخری صدام کن بابا
****
دین من این اشک چشمامه
تا همیشه فبک للعطشان
آخه میدیدم توی گودال
مادرمو سینه زن نالان
تو قتلگه دیدم سرت
جدا شد پیش مادرت
کاشکی خنجر کهنشو
میزد تو قلب خواهرت
انگار اومد بر قلب من فرود
خنجری که سرت رو از پیکرت ربود
اونی که سر از تنت برید
فکری به حال دل زینب نکرده بود
لباتو میبوسم گلوتو میبوسم
تو رو خدا دست و پا نزن
نذار که ببینه اینقده مادرو صدا نزن
▪️جدیـدتـرین اشعار در ایـتا » عضویت
▪️جدیدترین اشعار در تلگرام » عضویت
کربلایی نریمان پناهی
تکمیل آرشیو / شب هشتم محرم ۱۳۹۶
مهجه؛ انتشار جدیدترین متن مداحی
ایـراد تـایپی متن شعر رو اطـلاع بدید
صفحات مهجه در شبکههای اجتماعی