غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم سید مهدی میرداماد + متن شعر

بازدید: 891 بازدید
سید مهدی میرداماد
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود

غریب شهر خودش نه غریب عالم بود

چقدر روضه کرب و بلا به پا می داشت

به روی سر در خانه همیشه پرچم بود

اگر چه زخم جگر تازه می شد اما باز

برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

همیشه در وسط کوچه بنی هاشم

پر از تلاطم اشک مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

شکسته قامت و آشفته حال و درهم بود

شتاب مرکب و پای برهنه آقا

میان کوچه زمین خوردنش مُسَلَم بود

کبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت

چه قدر در نظرش کربلا مُجَسَم بود

خلاصه لحظه آخر زمان تدفینش

بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشان

شهید بی کفن وادی مُحَرَم بود

به زخم پیکر گل بوریا نمی پیچید

اگر که پیرهن پاره پاره ای هم بود

شعر: یوسف رحیمی

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

مشاهده متن کامل