متن شعر
مقدر بود زهرا جان ختم الانبیا باشد
علی هم دست در دست نبی دست خدا باشد
مقدر بود در دست رسول اله و اولادش
زمین باشد زمان باشد تمام ماسوا باشد
میان بانوان عالم اما یک نفر باید
که محبوب حبیب اله عشق مصطفی باشد
علی آیینه ی احمد حسین آیینه ی زهرا
ولی آیینه ی روی خدیجه مجتبی باشد
به پاس زحمتش در راه دین زهرا نصیبش شد
علی داماد او گردید تا حقش ادا باشد
از او محروم شد دنیا وگرنه فاش میدیدند
که او هم در حدیث فاطمه تحت الکسا باشد
نه تنها خود کریمه مادر نسل کریمان است
که هم خیرالنسا هم مادر خیرالنسا باشد
به این بانو فقط کافیست چیزی منتسب گردد
پیمبر دوستش دارد خزف باشد طلا باشد
عجب حسن ختامی ده شب ماه خدا دارد
نفس های خدیجه ضامن هر ربنا باشد
نه تنها ما حسین از تربت او توشه میگیرد
عجب شأنی که قبرش ملجا آل عبا شد
کسی که نام او قبل از انا ابن الحیدر کرار
رجزهای حسین ابن علی در کربلا باشد
چنان باغ فدک در روز روشن غصب شد نامش
که ام المومنین تنها بر این مادر روا باشد
کسی که هستی اش خرج خدا شد لحظه ی آخر
تقاضایش ز احمد با خجالت یک عبا باشد
عبا را داد اما جبرئیل آخر کفن آورد
عبا اما به گوش گریه کن ها آشنا باشد
سر حرف عبا غم در دلم لنگر می اندازد
مرا یاد عبای شانه ی حیدر می اندازد
عبایی که میان آتش پشت در خانه
علی با گریه آن را بر روی مادر می اندازد
عبا در کربلا هم آمد و مشکل گشایی کرد
عبا ما را به یاد قامت اکبر می اندازد
عبا جای دگر ما را دوباره یاد آن تیری
که بیرون آمده از حنجر اصغر می اندازد
شعر: محمدعلی بیابانی
.
دهم ماه رمضان
شعر وفات حضرت خدیجه
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر