

من هنوزم همون زینبم ولی به کم پیرتر متن شعر مداحی
من هنوزم همون زینبم ولی به کم پیرتر
من هنوزم همون زینبم یه کم زمینگیرتر
از همه دلگیرتر
آخرش اومدم قتلگاه ولی یه کم دیرتر
بدنت گیر سرنیزه و سرِ تو درگیر تر
از همه دلگیرتر
از بوریا از سایبون بدم میاد
من از تنور از بوی نون بدم میاد
من از سفر از ساربون بدم میاد
ببخش اگه تو رو به خاک کربلا سپردم
ببخش اگه تو قتلگاه به جای تو نمردم
زخماتو من از پارگی پیرهنت شمردم
حسین من عزیزم
****
من یه ساله ندیدم تو رو دلم برات تنگه
من هنوزم میبینم تو خواب تو خیمه ها جنگه
دلِ همه سنگه
من هنوزم میبینم تو خواب وداع آخر رو
میبینم توی دست رباب علیِ اصغر رو
اون تنِ بی سر رو
از طعنه ی این شامیا بدم میاد
پیرم ولی من از عصا بدم میاد
از خنده ی نامحرما بدم میاد
کِل میکشیدن دورمون یه عده از حسودی
آورده بودم واسه من رقاصه ی یهودی
اصلاً همون بهتر که تو شام بلا نبودی
حسین من عزیزم
****
تو هنوزم همون حسینی همون حسین من
تو رو کشتن جلو من دم اذون حسین من
همون حسین من
تو هنوزم همون حسینی همونکه تنها بود
چی میشد واسه بوسه ی من رو پیکرت جا بود
سر تو دعوا بود
تو دستمه پیراهنت حسین من
سرنیزه ها بوسیدنت حسین من
من شاهدم بد کشتنت حسین من
باور نمیکردم تو رو عریان زمین بذارن
داغ تو رو رو این دل زار و حزینم بذارن
سرِ بریده ی تو رو تو خورجین بذارن
حسین من عزیزم
سید مهدی حسینی
وفات حضرت زینب ۱۴۰۳
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net