تاریخ انتشار:
بازدید: 500 بازدید


نمیره حرف مادرم از یاد
میگفت گره به زندگیت افتاد
به هیچکی رو نزن برو مشهد
ببند دخیل به پنجره فولاد
اعتقاد و ایمان
درد لاعلاجتم بیاری میشه درمان
زائرش میدونه
گره ی عالمو وا میکنه دست سلطان
نگو دیره دستتو فقط امام رضا میگیره
به خدا که کسی دلشکسته از اینجا نمیره
امام رضا جانم
****
یه گوشه دم صحنت میشینم
که انگاری تو عرش برینم
خدا میدونه تو حرم تو
خلاصه ی بهشتو میبینم
به تو دل سپردم
کل خونوادمو زیارتت آوردم
جون تازه دادی
تا یه جرعه آب سقاخونتونو خوردم
زندگیمه مشهدت پناه خونوادگیمه
توی سختی حرم تو مقصد همیشگیمه
امام رضا جانم
کربلایی حسین ستوده
شب ۲ فاطمیه دوم ۱۴۰۳
جدیدترین اشعار ” مشاهده “