همه میگفتن چشماش | وحید شکری ۱۴۰۳ | متن شعر

بازدید: 390 بازدید
وحید شکری

همه میگفتن چشماش

به باباشش رفته

طرز نگاهاش به باباش رفته

حالت لبهاش به باباش رفته

حتی مژه هاش به باباش رفته

حالا ترک های لبت

به بابات رفته

بی حالی بدنت به بابات رفته

طرز گریه کردنت به بابات رفته

به بابات رفته

تیری که از گلوت رفته

به سینه ی بابات رفته

تو چشمات رفته

نای تلظی کردن از

رو لبهات رفته

منمو هزار آرزوی بر باد رفته

آنام علی آنام علی

برگرد عزیز من تنهام علی

****

داری بالای نیزه

میری تاب بازی

حرمله میکرد جلوت آب بازی

خدا گلم رو دیگه نندازی

میندازی پیش سنان نندازی

ماشا الله قد و قامتت

به عباس رفته

روی نیزه بستنت به عباس رفته

خنجر خوردن تنت به عباس رفته

به عباس رفته

مادر گلوت مثه چشای عباس رفته

گل یاس رفته

خلخال مادرت برا التماس رفته

از تو هرچی که بوده

حتی لباس رفته

آنام علی آنام علی

لبخند نازتو میخوام علی

نظرتون درباره شعر این نوحه چیه؟
لطفا برامون بنویسید

 

▪️جدیـدتـرین اشعار در ایـتا » عضویت
▪️جدیدترین اشعار در تلگرام » عضویت

جهت دانلود صوت کلیک کنید
مداحی جدید؛ کربلایی وحید شکری
شب هفتم ماه محرم ۱۴۰۳
مهجه؛ انتشار جدیدترین متن مداحی
ایـراد تـایپی متن شعر رو اطـلاع بدید
صفحات مهجه در شبکه‌های اجتماعی

eitaa.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
Mohjat.net
.

متن کامل