هم دلتو شکستن هم حرمتتو شکستن
هم تنتو دریدن هم صورتتو شکستن
یه جوری بی حالی انگار یه ساله توی گودالی
یه جوری افتادی انگار یه سال میشه که جون دادی
میبینی شرمندم زخماتو هرجوریه میبندم
چیکار کنم بازم چادر روی تن تو میندازم
نفس بکش نشکن نفسم رو داداش
بیا بریم خُب به فکر زینبم باش
روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
****
هم سرتو بریدن هم یه قطره آب ندادن
هم تو رو کشتن اینجا هم بالا سرِ تو شادن
حق بده نشناسم چیزی نذاشتم از تنت واسم
چی به سرت آوردن انگشتو انگشترتم که بردن
ای تن افلاکی موندی چرا برهنه و خاکی
خونت حسین چسبیده به سُم مرکب
چیکار کنه با این غم و غصه ها زینب
روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد
قربان آن آقا که انگشتر ندارد
.
کربلایی حسین ستوده
مداحی و نوحه همراه متن شعر
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
ایتا | بله | روبیکا | تلگرام
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر