وقتی که در سوخت تو تو آتیش بودی کربلایی وحید شکری

بازدید: 151 بازدید
وحید شکری

وقتی که در سوخت

تو تو آتیش بودی حیدر سوخت

وقتی قرآن زیر پا افتاد

آیه آیه آیه کوثر سوخت

یه نفر نیومد

از دیوار صدا در اومد از مردم در نیومد

یه نفر نیومد

تو رو میزدن از این دستای بسته کاری بر نیومد

تکیه گاه بودی بی گناه بودی

قبلِ اون روز دوشنبه رو به راه بودی

در به پهلوت خورد آرزوهات مُرد

از اینا گذشته زهرا پا به ماه بودی

ای وایِ من ای وایِ من

زهرای من زهرای من

میلرزه دست و پای من

زهرای من زهرای من

****

روضه مشهوده

همه با خیال آسوده

اینقدر هیزم آوردن که

خونه زندگیم پر از دوده

چشم و رو ندارن

دست من بسته اینا دست روی دست میذارن

چشم و رو ندارن

تو رو میزنن تا از پا منو در بیارن

مرتضی بودم مقتدا بودم

تو زمین نخورده بودی سرِ پا بودم

وسط آتیش زیر پا بودی

من تو اون معرکه دنبال عبا بودم

ای وایِ من ای وایِ من

زهرای من زهرای من

میلرزه دست و پای من

زهرای من زهرای من

****

شب تار اومد

چی به روزِ روزگار اومد

مثل پشتِ در نیم سوخته

کربلام عبا به کار اومد

با قد خمیده

یه جوونمرده که از زندگی دست کشیده

با قد خمیده

رو عبا تنِ جوونش رو با گریه چیده

بی عصا مونده این بابا مونده

سرِ پیری روی دستش یه عبا مونده

ارباً ارباً یعنی که آخر سر

چند تا عضو پیکرش رو خاکا جا مونده

دریـافت قـطعه صـوتی
.

وقتی که در سوخت تو تو آتیش بودی حیدر سوخت
کربلایی وحید شکری
هفتگی؛ فاطمیه دوم ۱۴۰۳

eitaa.com/mohjat_net
t.me/mohjat_net
Mohjat.net

متن کامل