چهل سال توی مدینم اما دلم تو گوداله – محمدرضا نوشه ور

بازدید: 1,089 بازدید
محمدرضا نوشه ور
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

چهل سال توی مدینم اما دلم تو گوداله

چهل سال کارم شده خون دل شده آه و ناله

هنوز انگار جلو چشم من یه جسم پاماله

وای از گودال وای از لحظه ای که بابام افتاد بین جنجال

زیر چکمه های سنگین شمر میرفت از حال وای از گودال

ذبح منحور دیدم که مقطع الاعضا شد زیر ساتور

دیدم که سنان چطور نیزش رو میزد از دور ذبح منحور

ویلی ویلی / ویلی ویلی حسین

****

میمیرم اما رد زنجیرا هنوز رو دستامه

اسارت بردن ما رو با خولی که کارش دشنامه

مگر که جای نوامیس ما تو بازار شامه

وای از بازار وای از لحظه ای که زینب اومد بین انظار

وای از خنده های مستِ چند تا کردم آزار وای از بازار

میخندیدن دور محملا یه مشت رقاصه میرقصیدن

بد شد که یهودیا تو این حال ما رو دیدن میخندیدن

ویلی ویلی / ویلی ویلی حسین

****

چهل ساله که یه داغی بدجور تنم رو لرزونده

یه خواهر داشتم خرابه دق کرد دلم رو سوزونده

ماها برگشتیم ولی توی شام رقیه جامونده

از پا افتاد با صورت چند دفعه رو خارای صحرا افتاد

چند تا دندوناش با سیلی های اعدا افتاد از پا افتاد

زجرِ ملعون دستاش سنگینه چقدر بی رحمه نامسلمون

دیدم که رقیه پیش چشماش افتاد بی جون زجرِ ملعون

ویلی ویلی / ویلی ویلی حسین

.

دانلود قطعه صوتی

با نوای سید محمدرضا نوشه ور
شب 25 ماه محرم 1402
شهادت امام سجاد
دانلود بسته صفر 1402 » کلیک کنید
ایراد تایپی متن شعر رو اطلاع بدید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل