متن شعر
صدات از تو قتلگاه اومد
ای غریب عالم عموجونم
تا اونجایی که نفس دارم
آخرین سرباز تو میمونم
برید عقب لشکر مگه نمیبینید نفس نداره
برید عقب لشکر یکی براش یه جرعه آب بیاره
حالا که واسش آب نمیارید
به روی جسمش هی پا نذارید
****
محاله دست از تو بردارم
زیر شمشیر و نیزه و خنجر
با جسم مضروب و مجروحم
جون میدم روی دست تو آخر
کنار این گودال چقدر صدای خندشون بلنده
کنار این گودال حرمله به جون دادنم میخنده
دیدار ما شد این آخرین بار
ای مهربونم خدانگهدار
.
سید مهدی میرداماد
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر