پاشو جون رقیه چشمت زدن » محمدرضا نوشه ور 1402 + متن شعر

بازدید: 970 بازدید
محمدرضا نوشه ور
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

پاشو جون رقیه چشمت زدن پهلوون رقیه

چشماتو واکن عباس تو خیمه چشماش گریونه رقیه

دیدم جسمت در هم شد بالا سرت داداش کمرم خم شد

چقدر سرنیزه خوردی که شکل صورتت واسم مبهم شد

حرم بعد از تو تنهاست وصیت بابام یادته عباس

توی لشکر دشمن حرف از اسیریِ زینب کبراست

ادرک اخاتو وقتی شنیدم خودمو تا علقمه کشیدم

افتادم یاد غربت زینب وقتی که وضع جسمت رو دیدم

واویلا واویلا علی الحرم

****

روی خاکا افتادی پشت و پناه من از پا افتادی

ازت کینه داشتن که اینجور مقطع الاعضا افتادی

کارِ خیمه تمومه سرنوشت زینب دیگه معلومه

پاشو بردار علم رو تو دشمنا صحبت از آبرومه

سنان داره میخنده قهقه ی خولی قلبمو کنده

برو اما بدون که نامحرم دست زینب رو میبنده

حالا که جسمت پاشیده از هم جواب رقیه رو چی بدم

پاشو تا که هنوز نیفتاده به اهل خیمه چشم نامحرم

واویلا واویلا علی الحرم

جهت دانلود صوت کلیک کنید

.

با نوای سید محمدرضا نوشه ور
شب تاسوعا ماه محرم 1402
اشعار محرم 1402 یکجا » کلیک کنید
ایراد تایپی متن شعر رو اطلاع بدید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل