از سفر نور دیده برگشت سید مهدی میرداماد + متن شعر

بازدید: 1,127 بازدید
سید مهدی میرداماد
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

از سفر نور دیده برگشت

با یه رنگ پریده برگشت

من بابامو میخواستم اومد

حیف فقط سر بریده برگشت

گمون کنم اون شبی که بود

مهمون تنور بوی نون گرفت

توی بازار عممو زدن

چشمای بابام رنگ خون گرفت

یه بوسه میخواستم از لبش

جای بوسمو خیزرون گرفت

نمیریزم با گِله بِهَمِش

بابامه خُب راضی ام به کَمِش

****

وقتی سیلی شده خوراکم

حق داره ریخته اشک پاکم

دخترت رو یه شب بغل کن

فردا این موقع زیر خاکم

برات خیلی ضجه میزدم

فرق داره با هم جنس ناله ها

بهم نگو زوده رفتنت

آخه خیلی نیست عمر لاله ها

به زجر بگو بعد از این یه کم

مهربون باشه با سه ساله ها

کسی رو که قد کمونه نزن

یتیم دیدی تازیونه نزن

نمیریزم با گِله بِهَمِش

بابامه خُب راضی ام به کَمِش

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی میرداماد
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانال‌های مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net

.

مشاهده متن کامل