حالا که نیست مادر من هست دخترت کربلایی نریمان پناهی + متن شعر

بازدید: 606 بازدید
نریمان پناهی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

حالا که نیست مادر من هست دخترت

حتی حسین هم به فدای تو و سرت

 از مسجد مدینه که خیری ندیده ای

یادت که هست کوچه و پهلوی یاورت

 دلشوره ام شبیه هراس مدینه است

رنگ کبود پر شده در دیده ی ترت

علی علی یا حیدر

 آیا زمان رفتن تو سوی مادر است

خیلی به یاد فاطمه ای روز آخرت

 من قصد کرده ام که اگر رفتنی شدی

گیسوی خویش پهن کنم در برابرت

 چه ضربه ای زدند که ای کاش میزدند

آن ضربه را به جای تو بر فرق دخترت

علی علی یا حیدر

 چه ضربه ای زدند که ابرو شکاف خورد

چه ضربه ای زدند که افتاد پیکرت

خون از بدن کنار زدن عادت من است

آن روز خون سینه و حالا سحر سرت

شعر: علی اکبر لطیفیان

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

 

مشاهده متن کامل