دلو شمع مزارش کردم کربلایی حسین ستوده + متن شعر

بازدید: 85 بازدید
حسین ستوده

دل و شمع مزارش کردم متن شعر مداحی

دلو شمع مزارش کردم

حرمو بهش سفارش کردم

اونی که پیرهنشو غارت کرد

به خدا واگذارش کردم

از خدا بی خبرا

من از حسین بی خبرم

از بقیه بگذرم

من از سنان نمیگذرم

چه کرده سنان مقابل من

چه با تن تو چه با دل من

خدای حسین رضاً برضاک

چه بر سر نی چه در دل خاک

کشتین عزیز دلمو چرا ول نکردین

انقده دور و برم این خیمه ها نگردین

دختر نداری مگه زجر نکش موی رقیه رو

گوشوارشو بردی نبر النگوی رقیه رو

خاک دو عالم به سرم

دور شید از دور حرم

زنده است هنوز برادرم

به تنت خط عمیق کشیدن

روی زخمای تو تیغ کشیدن

چه خبر شده تو خیمه ای وای

دخترای خیمه جیغ کشیدن

به تنت نیزه جا به جا کردن

با دوازده ضربه سرو جدا کردن

تو رو مقتول بالدما کردن

تو رو قطعه قطعه کردن و رها کردن

یه جوری بی حالی

انگار یه ساله توی گودالی

نفس بکش نفس بکش

نشکن نفسم رو داداش

بیا بریم خُب به فکر زینبم باش

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی حسین ستوده
شب ۱۹ ماه رمضان ۱۴۰۴
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net

متن کامل