ای خواهر امام رئوف کربلایی وحید شکری + متن شعر

بازدید: 278 بازدید
وحید شکری
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

ای خواهر امام رئوف

یک رو بزن به سلطان برام

تو کامل الزیارات دیدم

قال جواد علیه السلام

مَن زارَ عَمَتی بِقُم فَلَهُ الجَنَه

جنت یعنی کرب و بلا که همه رفتن

ولی باز مثل هر دفعه من نه

عمه جان معصومه

من دلم تنگ شده برای باب القبله

از چشام معلومه

باز شدم سرگردون

روزگارم بهم ریخته منو بازم به

کربلا برگردون

عمه جان معصومه

سیدتی مولاتی معصومه

****

ای خواهر امام رئوف

قم اومدی ولی با وقار

هیچکس نذاشت روی چادرت

اینجا بشینه گرد و غبار

یک ذره از مرام قم

کاشکی بود توی مردم

پست و بی حیای شام

اُف بر شهری که زینبو

تو غل و زنجیر

میکشیدن با لگد و دشنام

روزگار زینب

توی مستی یزید با خنده میگفت

پس کو کَس و کار زینب

دستِ تنها زینب

بیا عباس ببین که مونده بین بزم

بی حیاها زینب

دستِ تنها زینب

وای وای زینب

****

ای خواهر امام رئوف

قال الرضا به ابن شبیب

گریه فقط برا قتلگاه

فبک للحسینِ غریب

و الشمرُ جالسٌ علی

یه تنِ مجروح یه تنِ پر خون

یه تنِ پامال

وقتی قاتل سرو برید

روبرو زینب دست و پا میزد

زخمی گودال

خون زده فواره

چی ته نعل اسبا چسبیده

که صحرا بوی ارباب داره

پیرهنو دزدیدن

وقتی زینب با صورت روی خاکا افتاد

همگی خندیدن

پیرهنو دزدیدن

وای وای زینب

برای دانلود صوت کلیک کنید

.

کربلایی وحید شکری
وفات حضرت معصومه 1404
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

مشاهده متن کامل