حس میکنم امشب شب آخر شد و تو فکر رفتنی حسین سیب سرخی + متن شعر

بازدید: 333 بازدید
حسین سیب سرخی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

حس میکنم امشب شبِ

آخر شد و تو فکر رفتنی

اما بدون که توی این شهرِ

غریب تنها کَسِ منی

کی باورش میشه دارم

کفن برات آماده میکنم

فرصت نمونده دارم از

نور تو استفاده میکنم

این سه ماه آخری زود گذشت

بین دیوار و در و دود گذشت

این سه ماه آخری سرد گذشت

آخ که با شب گریه و درد گذشت

از کوچه با رد سرخِ کشیده برگشتی

رشیده اومده بودی خمیده برگشتی

جوان ننه / جوان ننه

****

تو این سه ماه آخری

شب تا سحر خیره به در شدم

این روز آخر کار خونه کردی و

شرمنده تر شدم

حس میکنم چیزی میخوای بگی

چرا اینقدر معذبی

زینب باید تو بغلت باشه

تو تو آغوش زینبی

این سه ماهِ آخری آب شدی

هی منو دیدی و بی تاب شدی

این سه ماه هی دست به دیوار شدی

شب به شب با گریه بیدار شدی

تو قد خمیده نبودی شکسته برگشتی

چی شد که از درِ خونه نشسته برگشتی

جوان ننه / جوان ننه

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حسین سیب سرخی
ایام فاطمیه دوم 1404
.
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل