تاریخ انتشار:
بازدید: 1009 بازدید


خادمت پشت در قصر خبر می خواهد متن شعر مداحی
خادمت پشت در قصر خبر می خواهد
از شب مبهم این فتنه اثر می خواهد
کاش ان خوشه مسموم زبانش می گفت
لب شیرین تو انگور مگر می خواهد
تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین
رفتنت تا به دره خانه هنر می خواهد
ای جگر گوشه که در حجره غم تنهایی
زهر از جان تو انگار جگر می خواهد
مولا غریب الغربا مولا معین الضعفا
دل تو سوخته از درد به خود می پیچی
لب خشکیده تو دیده تر می خواهد
خوب شد اینکه جوادت به کنارت امد
پدر از نفس افتاده پسر می خواهد
لحظه رفتن خود در نظرت می امد
روضه مرد غریبی که نفر می خواهد
یاد ان حرف تو با ابن شبیب افتادم
یاد ان دشنه که از جد تو سر می خواهد
حاج محمود کریمی
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net