متن شعر
حاضرم پای سر تو سر خود را بدهم
جاي پيراهن تو معجر خود را بدهم
سر باباي من و خشت محال است عمه
عمه بگذار كه اول پر خود را بدهم
پهن كن تا كه سر خار نگيرد به لبش
كم اگر بود پر ديگر خود را بدهم
زيور آلات مرا دختر همسايه گرفت
نذر انگشترت انگشتر خود را بدهم
موي من سوخته و موي پدر سوخته تر
حاضرم پاي همين سر سر خود را بدهم
ديد ما تشنه آبيم خودش آب نخورد
خواست تا ديده آب آور خود را بدهم
به دلم آمده يك وقت خجالت نكشم
پاي لطفش نفس آخر خود را بدهم
شعر: علي اكبر لطيفيان
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر