گفتم به خود یا که خبر از ما نداری حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 2,513 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

دانلود مداحی گفتم به خود یا که خبر از ما نداری

مـتن شـعر

گفتم به خود یا که خبر از ما نداری

یا که خیال دیدن ما را نداری

حالا که از راه امدی فهمیده ام که

هر شب تو می خواهی بیایی پا نداری

دور از من و عمه کجا ها رفته ای که

یک جای سالم در سرت حتی نداری

اما پر از زخم و جراحت هم که باشی

زیبا ترین بابای دنیا تا نداری

بعد از تو باید سوخت در هرم یتیمی

بعد از تو باید ساخت بابا با نداری

با دختر تو دختران شام قهرند

با طعنه می گویند تو بابا نداری

من را به همراهت ببر تا که بفهمم

تو دوست داری دخترت را یا نداری

***

وای از شوق تو بی قرارم جان خسته بر لب دارم

این نیمه جان و عمر خود از زینب دارم

بابا خون شده پاهایم از خاره صحرا

روی نیلی ام شد چون روی زهرا

ای بابا

من دل تنگ تو دلتنگ من

ای یوسف صد پاره تن دیگر نمانده حتی برایت پیراهن

تنها می دویدم از پشت محمل

میگیرم کنج این ویرانه منزل

ای دل

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net

مشاهده متن کامل