متن شعر
برگشتی از حج واجب و رفتی سوی دیر راهب و
دق دادی ام المصائب و وای حسین
پنجه رو رمل صحرا زدی تشنه دلو به دریا زدی
پیش زینب دست و پا زدی وای حسین
حَجُکُم مَقبول سَعیُکُم مَشکور
میزدن با سنگها به سرت از دور
رخت احرامت خاک این صحراست
حاجی زینب رو سر تو دعواست
ای حسین جانم
****
قتلگاه دریای خون شده پیکرت نیزه بارون شده
موهای تو پریشون شده وای حسین
عطر تنت از صحرا میاد دشمنت سمت زنها میاد
صدای آه زهرا میاد وای حسین
چی سرت اومد همه هستم
جلوی چشمانم رفتی از دستم
صحبت نعله تازه میکردن
پیرهن کهنتو اندازه میکردن
ای حسین جانم
****
از خیمه گاه با سر اومدم تا قتلگاه مضطر اومدم
اصلا جای مادر اومدم وای حسین
بند قلبم پاره شد حسین زینبت بی چاره شد حسین
تو صحرا آواره شد حسین وای حسین
غصه های تو قدمو خم کرد
ضربه آخرشون قبض روحم کرد
پیرهن کهنه ات ماجرایی داشت
کاش تن تو واسه بوسه جایی داشت
ای حسین جانم
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر