اگرچه پای فراق تو پیر تر گشتم حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 1,407 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

دانلود مداحی اگرچه پای فراق تو پیر تر گشتم

مـتن شـعر

اگرچه پای فراق تو پیر تر گشتم

مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم

شبیه شعله شمعی اسیر سوسویم

رسیده ام سر خاکت ولی به زانویم

بیا که هر دو بگرییم جای یکدیگر

برای روضه مان در عزای یکدیگر

من از گلوی تو نالم تو هم ز چشم ترم

من از جبین تو گریم تو هم به زخم سرم

من از اصابت آن سنگ های بی احساس

تو از نگاه یتیمت به نیزه عباس

بر آن صدای ضعیفت بر این نفس زدنم

برای چاک لبانت به جای جای تنم

من از شکستن آن ابروی جدا از هم

تو از جسارت آن دست های نامحرم

به زخم کاری نیزه که بازی ات میداد

به نقش های کبودی که بر تنم افتاد

همین بس است بگویم که زخم تسکین است

و گوشهای من از ضرب دست سنگین است

چگونه با که بگویم دو دل جدا ماندند

که پاره های دلم بین بوریا ماندند

چگونه با تو بگویم که نوزده کودک

ز جمع قافله خواهر تو جا ماندند

یکی دو تا که در آن شب درون خیمه و دود

میان حلقه آتش به شعله ها ماندند

یکی دو تا که زمان هجوم جان دادند

و چند تای دگر زیر دست و پا ماندند

دو طفل در بغل هم ز درد دق کردند

دو طفل موقع غارت ز ما جدا ماندند

یتیم های تو را جمع کردم اما از

فشار حلقه زنجیر بی صدا ماندند

چو گیسویت که به دست نسیم می پیچید

طناب گرد گلوی یتیم می پیچید

چهل شب است که با کودکان نخوابیدم

چهل شب است که از خیزران نخوابیدم

چهل شب است نه انگار چهارصد سال است

هنوز پیکر تو در میان گودال است

هنوز گرد تنت ازدحام می بینم

به سمت خیمه نگاه حرام می بینم

هرآنچه بود کشیده ز پیکرت بردند

مرا ببخش که دیر آمدم سرت بردند

مرا ببخش نبودم سر تو غارت شد

کنار مادرم انگشتر تو غارت شد

شعر: حسن لطفی

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net

مشاهده متن کامل