آنکه با غمزه های گفتارش
درس آموز صد مدرس بود
در نفسهای آخر عمرش
قلم و کاغذی طلب بنمود
چون که میخواست مردم دینش
نشوند از مسیر حق گمراه
خواست در آخرین وصیت خویش
بنویسد علی ولی الله
ناگهان از میان جمعیت
محضر حضرت رسول الله
یک نفر آنکه دانی و دانم
گفت اِنَّ الرَجُل لِیَهجُر آه
او که آیات را نمیفهمید
گفت قرآن برای ما کافیست
او نفهمید که کلام رسول
جز کلام خدای سبحان نیست
آن رسولی که گفت ای مردم
یک امانت ز من کنار شماست
اجر پیغمبری من تنها
احترام به دخترم زهراست
چند روزی گذشت مردی که
بر نبی بست تهمت هذیان
او که قرآن برای او بس بود
حمله ور شد به کوثر قرآن
کوچه آماده هیزم آماده
یک نفس مانده بود تا آتش
داد زد ای اهالی خانه
یا که بیعت کنید یا آتش
همه گفتند فاطمه آنجاست
گفت فضه حسن علی یا او
هرکسی پشت درب این خانه است
طعمه ی آتش است حتی او
همه گفتند محسنش پس چه
.
متن شعر روضه
رحلت پیامبر
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Eitaa Bale Rubika Telegram
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر