از این خجالت شرمنده ماندیم
تو رفتی اما ما زنده ماندیم
تو میروی دامن کشان
جان از جهانم می رود
من خود به چشم خویشتن
دیدم که جانم می رود
پشت سر تشییع تو
روح و روانم می رود
من خود به چشم خویشتن
دیدم که جانم می رود
گفتم که از غم تو بمیرم توان نبود
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
****
بی تو چگونه سامان بگیرم
روز وداعت باید بمیرم
آتش بگیرم نام تو
تا بر زبانم می رود
ای ساربان آهسته ران
آرام جانم می رود
افتان و خیزان آمدم
سرو روانم می رود
ای ساربان آهسته ران
آرام جانم می رود
مشتاق را ز دامن وصلت جدا مکن
ما را به کربلای فراقت رها مکن
شعر: محمد رسولی
.
حاج مهدی رسولی
نماهنگ دیدم که جانم می رود 1405
ویژه بدرقه آقای شهید
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Eitaa Bale Rubika Telegram
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر