متن شعر
مردی که در ده سالگی سینه سپر کرده
پرواز را آموخته عزم سفر کرده
حتماً کرم آمیخته با خون او گردد
آنکس که با اهل کرم یک عمر سر کرده
گفتیم بوی مجتبی می آید از اینجا
گفتند عبدالله از این معبر گذر کرده
این کودکی که زندگی اش با عمو بوده
آیه به آیه مرد بودن را ز بر کرده
هر روزِ خود را با غم مادر به شب برده
شبهای خود را با غم مادر سحر کرده
با اینکه غربت خصلت اجدادی اینهاست
پرواز قاسم غربتش را بیشتر کرده
با ناله های کودکانه عزم مقتل کرد
کل سپاه کوفه را زیر و زبر کرده
وقتی دهانش مزه ی خون لخته میگیرد
از هر زمانی بیشتر یاد پدر کرده
.
متن شعر روضه
شب پنجم ماه محرم
حضرت عبدالله ابن حسن
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر