متن شعر
می بینی عمه تو قتلگاه افتاده
به زیر دست و پای سپاه افتاده
من عبدالله ام و واللهِ
بابای من اباعبدالله ست
آخه این رسمشه من زندم
ولی اون تنهاست
دارم میام یه ذره دیگه صبر کن
عمه با گریه داره میگه صبر کن
ولی من میرم
دووم بیار یه خورده دیگه بابا
تا من نیومدم نزن دست و پا
برات میمیرم
اگر که من شهید نشم میمیرم
شهیدت میشم
****
دارن شمشیرا بالا و پایین میرن
مدام رو زخمای قبلی جا میگیرن
پاشو با هم بجنگیم بازم
اومده پسر کوچیکت
دستام میشه شبیه عباس
سپره کوچیکت
دستای من فقط به یه مو بنده
دشمن به ناله های من میخنده
عموی خوبم
منو تو آغوشت بگیر و ناز کن
درِ شهادتو به رو من باز کن
عموی خوبم
اگر که من شهید نشم میمیرم
شهیدت میشم
****
دارم میبینم بابا حسن رو اینجا
کنارش رو خاک مادربزرگم زهرا
بابام خیلی هواشو داره
گرفته زیر شونه هاشو
یاد کوچه به مادر میگه
از رو خاک پاشو
هرچی تا حالا قصشو میشنیدیم
دم شهادتی به چشمام دیدم
دارم میسوزم
هنوز خمیده قامتش وای مادر
هنوز کبوده صورتش وای مادر
دارم میسوزم
اگر که من شهید نشم میمیرم
شهیدت میشم
****
برادر زاده داشت با عمو حرف میزد
که با تیری راه حنجرش بند اومد
حرمله با یه تیر ذبحش کرد
خونش پاشید به روی مولا
دست و پا زد تو آغوش عشق
رسید به بابا
جسمش رو به نیزه کنار زد دشمن
دوباره به جون حسین افتادن
حسین زجر کشت شد
دیگه چیزی باقی نموند از اون تن
آقای مارو ذره ذره کشتن
حسین زجرکش شد
.
متن شعر روضه
شب پنجم ماه محرم
حضرت عبدالله ابن حسن
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر